ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/9/30 4:40 عصر
مار، او را نیش مى زد
از مولا مهدى نراقى که یکى از علماى بزرگ اسلام است نقل شده است : روزى ایشان براى زیارت اهل قبور به ((وادى السلام )) نجف اشرف مى رود بعد از فاتحه و استغفار براى اهل قبور، یک مرتبه پرده مادیت از جلوى چشمش عقب مى رود، دریچه اى را مشاهده مى کند و داخل آن مى شود. قصر با شکوهى را مى بیند که شخصى باوقار و نوارانى در بالاى آن نشسته است و افرادى دور او را گرفته اند و از او سئوالاتى مى کنند.
مرحوم نراقى مى گوید: من هم داخل آن قصر شدم و به حرفهاى او گوش مى دادم . قدرى که گذشت ناگهان دیدم مارى از در وارد شد و مستقیم به سمت آن مرد که بالاى قصر نشسته بود رفت و نیشى به او زد و برگشت از اطاق خارج شد.
آن مرد از درد نیش مار، صورتش متغیر شد و قدرى به خود پیچید تا کم کم حالش عادى شد و به حالت اولیه برگشت . سپس باز شروع به سخن گفتن کرد و از مردم احوال پرسى نمود و از گذارشات دنیا از آن مرد، مى پرسیدند.
ساعتى گذشت ، براى مرتبه دوم دیدم که آن مار از در وارد شد و او را نیش زد و برگشت .
آن مرد حالش مضطرب و رنگ چهره اش دگرگون شد و سپس به حالت عادى برگشت و باز شروع به سخن گفتن کرد.
سئوال کردم : شما کیستید؟! این جا کجا است ؟ این قصر متعلق به کیست ؟ این مار چرا شما را نیش مى زند؟
گفت : این قصر و درختان و جواهرات و مکانى که مشاهده مى کنى بهشت برزخى و همه متعلق به من است . این افرادى هم که دور اطاق گرد آمده اند خویشان من هستند که جلوتر از دنیا رفته اند و احوال خویشان خود را در دنیا مى پرسند و من جواب مى دهم .

گفتم : این مار چرا ترا نیش مى زند؟ گفت : من مردى هستم مؤ من ، اهل نماز و روزه و خمس و زکوة ، هرچه فکر مى کنم کار خلافى از من سر نزده است که مستحق چنین عقوبتى باشم و این باغ ، با این خصوصیات نتیجه برزخى همان اعمال صالحه من است .
فقط خلاف من این است که : یکروز در هواى گرم تابستان در میان کوچه حرکت مى کردم . دیدم صاحب مغازه اى با یک مشترى گفت و گو و منازعه دارد، براى اصلاح امور آنها، نزدیک رفتم . صاحب مغازه مى گفت : سیصد دینار (شش شاهى ) از تو طلب دارم و مشترى مى گفت : من پنج شاهى بدهکارم .
به صاحب مغازه گفتم : تو از نیم شاهى بگذر و به مشترى گفتم : تو هم از نیم شاهى صرف نظر کن و مبلغ پنج شاهى و نیم به صاحب مغازه بده .
صاحب مغازه ساکت شد، در حالیکه حق با او بود و من به قدر نیم شاهى در قضاوت خود که صاحب مغازه بر آن راضى نبود حق او را ضایع کردم . در کیفر این عمل خداوند، این مار را بر من مسلط کرده است که در هر ساعت مرا نیش زند تا در صور دمیده شود و خلایق براى حساب در محشر حاضر شوند و به برکت شفاعت محمد صلى الله علیه و آله و آلش نجات پیدا کنم .
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/9/30 4:33 عصر
به اندازه یک گندم از حسناتم کم شد

وارد شده است : مرد فقیرى از دنیا رفت ، اول صبح جنازه او را برداشتند و در اثر زیادى جمعیت ، دفن او تا شب طول کشید. بعد از دفن ، او را به خواب دیدند. به او گفتند: با این همه مقام و احترامى که از تو به عمل آمد خداوند با تو چه کرد؟ و چه عملى انجام داد؟
در جواب گفت : به حمدالله خدا مرا بخشید و احسان زیادى به من کرد، ولى روزى با حالت روزه به آسیاب دوستم که مشغول آرد کردن گندم هاى خود بود رفتم ، هنگام افطار بدون اجازه دوستم ، یک دانه گندم برداشتم به دو نیم کردم و باز گندم را میان گندمها انداختم .
دوستم گفت : که اینها مال من نیست . وقتى از دنیا رفتم ، خداوند به حسابم رسیدگى کرد حتى از آن یک دانه گندم هم ، حساب به عمل آورد و از من مطالبه حق دوستم را نمود و از حسناتم به اندازه قیمت آن دانه گندم برداشته و به رفیقم دادند. از این جا معنى آیه
فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یثره (182)
معلوم مى شود.
خداوند مى فرماید: ((کسى که به اندازه ذره اى کار خیر انجام داده باشد آن را مى بیند و کسى که به اندازه ذره اى شر و کار ناپسند انجام داده باشد آن را مى بیند)).
پس اى بندگان خدا! مواظب باشید ((حق الناس )) را ضایع نکنید، و تا فرصت دارید اگر حق کسى پیش شما است به صاحبش برسانید؛ زیرا در قیامت با دقت به حساب بندگان رسیدگى مى شود.
اگر بنا باشد براى یک درهم ناچیز شش صد نماز قبول شده بردارند(183)!! چیزى براى انسان باقى نمى ماند مگر این که خداوند رحم کند.
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/9/29 11:5 عصر

کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/9/29 10:46 عصر
رحمت خداوند
مردی از بندگان خدا صبح زود بیدار شد تا نماز صبح را در مسجد بجای آورد. او لباس پوشید ، وضو ساخت و راهی مسجد شد. در راه مسجد به یکباره زمین خورد و لباس هایش کثیف شد. برخاست خود را تمیز کرد و به خانه باز گشت. در خانه، لباس هایش را تمیز کرد خود را پاک کرد و راهی مسجد شد. در راه مسجد برای بار دوم در هما ن مکان قبلی زمین خورد و دومرتبه به خانه برگشته خود را تمیز کرد و لباس هایش را عوض کرد.
بار سومی که راهی مسجد شد مردی را چراغ به دست مشاهده نمود. مرد از او خواست که خودش را معرفی کند و او در جواب گفت که من تو را دیدم که دو بار در راه مسجد به زمین افتادی بنابراین من چراغی آوردم تا مسیر تو را روشن کنم. مرد اول از او تشکر بسیار نمود و هر دو راهی مسجد شدند.
در مسجد مرد اول از مرد چراغ بدست خواست که بیاید و با او نماز گزارد ولی مرد امتناع کرد. مرد اول چند بار دیگر از او خواهش کرد و همچنان مرد دوم امتناع می کرد. در این حال مرد اول از او پرسید که چرا او حاضر نیست که نماز بخواند.
مرد پاسخ داد که من شیطان هستم.
مرد اول بخاطر جواب او شوکه شد. شیطان چنین ادامه داد که : من تو را دیدم که برای نماز راهی مسجد بودی و من باعث شدم که به زمین بیفتی . وقتی تو به خانه برگشتی خودت را تمیز کردی و دوباره در راه مسجد شدی خداوند همه گناهان تو را بخشید. من برای بار دوم تو را به زمین انداختم و این بار نیز حتی باعث نشد که تو در خانه بمانی و بلکه ترجیح دادی که به راهت بسوی مسجد باز گردی.
بخاطر آن خداوند تمام گناهان اهل تو را بخشید. من ترسیده بودم که اگر بار دیگر تو را به زمین بزنم خداوند تمام گناهان مردم روستایت را ببخشد از این جهت خواستم مطمئن شوم که به سلامت به مسجد می رسی.
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/9/29 7:40 عصر
استغفار بهترین هدیه برای اموات
اموات و کسانى که دستشان از این عالم خاکى کوتاه گشته ، سخت در انتظارند که هدیه اى براى آن ها از سوى دوستان و بستگانشان فرستاده شود . و هیچ هدیه اى شادى بخش تر از طلب آمرزش براى آنان نیست . آرى ، استغفار بهترین هدیه و برترین سوغاتى براى مردگان است که همچون نسیم خنک و دلپذیرى ، در صحرایى سوزان و بى آب و علف ، بر پیکر خسته انسانى از پا افتاده مىوزد و روحى تازه به او مى بخشد. طلب آمرزش براى گناهانِ اموات به سان آب سرد و گوارایى است که جگرِ سوخته لب تشنگان را مرهم مى بخشد و جان از دست رفته آنان را به ایشان باز مى گرداند.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) حدیث زیبایى را از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در این زمینه روایت مى کنند که آن حضرت فرمودند :
مااُهْدِىَ إِلَى الْمَیِّتِ هَدِیَّةٌ وَ لا اُتْحِفَ تُحْفَةٌ أَفْضَلُ مِنَ الإِسْتِغْفارِ . ( 1 )
هیچ چیزى به شخص مرده هدیه نمى گردد و هیچ سوغاتى براى او برده نمى شود که برتر از استغفار و طلب آمرزش باشد! .
همان گونه که انسان از هدیه دوستان و بستگان خویش شادمان مى گردد ، اموات و مردگان نیز از استغفار براى آنان شاد و خوشحال مى شوند.
رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در تشبیه زیبایى به این نکته اشاره مى کنند :
إِنَّ الْمَیِّتَ لَیَفْرَحُ بِالتَّرَحُّمِ عَلَیْه وَ الإِسْتِغْفارِ کَما یَفْرَحُ الحَىُّ بِالْهَدِیَّةِ تُهْدى إِلَیْه .(2)
به راستى ، که ترحّم بر مرده و آمرزش طلبیدن براى او باعث خوشحالى او مى گردد همان گونه که انسان زنده از هدیه اى که برایش برده مى شود خشنود مى گرد .
این بدان جهت است که علّت اساسى گرفتارى مؤمن در عوالم بعد از مرگ ، گناهان و اعمال ناشایست اوست. و یکى از دعاهاى مستجاب ، دعا در حقّ برادر یا خواهر مؤمن است ، مخصوصاً که استغفار ، خود نیز جامع ترین و بهترین دعاى مستجاب شمرده مى شود .
شخصى براى آمرزش شیعه گنهکارى که از دنیا رفته است ، دعا مى کند ، خداوند گناه او را مى بخشد و از عقوبتش صرف نظر مى کند و این خود باعث نجات مؤمن از گرفتارى هاى عالم برزخ است. پس هیچ هدیه اى براى او بالاتر از این نیست که کسى با دعا و استغفارش بلاها و عذاب هاى سخت آن عالم را از او دور کند و مقدمات آسایش ، امنیّت و ورود به بهشت را برایش فراهم سازد ، به همین خاطر پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)مى فرمایند:
قَدْ اُمِرْتُ اَنْ اَسْتَغْفِرَ لاَِهْلِ البَقیعِ .
به من دستور داده شده است که براى ساکنانِ در بقیع استغفار و طلب آمرزش کنم .
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/9/29 5:32 عصر
دعا برای مرده
یا ودود یا ودود ، یاذاالعرش المجید ،یا مبدئ یا معید، یا فعالا لما یرید، أسألک
بنور وجهک الذی ملئ أرکان عرشک وأسألک بقدرتک التی قدرت بها
على جمبع خلقک و أسألک برحمتک التی و سعت کل شیء
لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنت من الظالمین
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/9/28 11:19 صبح
داستان نامه خدا به همه انسانها
سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد هام و نه با تو دشمنی کردهام.) ضحی 1-2) افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگراز آن روی گردانیدی.(انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری. (حج 73)
پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی.( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118)
وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من میمانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شدهای. (اسرا 83)
آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟(اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6)
مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود. (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت میدهم.(قریش 3)
برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم.(فجر 28-29)
تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/9/27 6:29 عصر



کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/9/27 4:15 صبح
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها
حسرت ها را می شمارم
و باختن ها
وصدای شکستن را
... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
وکدام خواهش را نشنیدم
وبه کدام دلتنگی خندیدم
که چنین دلتنگــــــــــــــــم
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/9/27 4:5 صبح
باران هم روی ستمگر می بارد و هم ستمدیده، ولی بیشتر روی ستمدیده می بارد؛ زیرا ستمگر چتر ستمدیده را ربوده است.((کرستوفر بن))
روز محاسبهی مظلوم بر ظالم، سختتر است از روز ستم ظالم بر مظلوم.((امام علی (ع)))
روز عدالت بر ظالم، سختتر است از روز ظلم بر مظلوم.((امام علی (ع)))
سه دعاست که از درگاه خدا رد نمیشود: دعای پدر برای فررند نیکوکار، نفرین او بر فرزندان بدکردار، و نفرین مظلوم بر ظالم و دعای مظلوم برای کسی که انتقام از ظالم برای او بکشد، و دعای مؤمن برای مؤمنی که از برای دوستی اهل بیت او را به مال خود اعانت کند، و نفرین مؤمن بر کسی که اعانت او نکند با قدرت و احتیاج آن مؤمن به او.((امام جعفر صادق (ع)))
به برادر (ایمانی) خود یاری برسان چه ظالم باشد و چه مظلوم (زیرا) اگر ظالم باشد، او را از ظلماش ممانعت کن و اگر مظلوم باشد به یاری او بشتاب.((حضرت محمد (ص)))
بر خداوند لازم است که دعای مظلومی که قبل از خود نسبت به کسی، همان ظلم به خودش را کرده است، مستجاب نکند. (بعضی از انسانها مورد ظلم قرار میگیرند در صورتی که خودشان چنین ظلمی را بر سر دیگری آوردهاند، چنین شخصی دعایش پذیرفته نمیشود.)((حضرت محمد (ص)))
هیچ بندهای نیست که به بندهای دیگر ظلم کند که (مظلوم) قصاص (از ظالم) نکند، خداوند، روز قیامت او را قصاص خواهد کرد.((حضرت محمد (ص)))
از نفرین مظلوم، بپرهیزید (به مظلوم ظلمی نکنید که شما را نفرین کند) زیرا او حقّ خود را از خداوند درخواست میکند و خداوند (نیز) حقّ هیچ صاحب حقّی را رد نمینماید.((حضرت محمد (ص)))
سه گروه هستند که دعایشان رد نمیشود: کسی که فراوان، خدا را یاد میکند و مظلوم و پیشوای عادل.((حضرت محمد (ص)))
از نفرینهای (شخص) مظلوم، بترسید (زیرا) بین نفرین او و خداوند، هیچ حجابی نیست (سریعاً نفرین او اثر خواهد کرد.)((حضرت محمد (ص) ))
کلمات کلیدی :