ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/6/21 4:19 عصر
اجابت دعاى مورچه
امام کاظم علیه السلام : در عصر سلیمان بن داود قحطى سختى شد. مردم از وضع بد خود به سلیمان شکایت کردند، و از او تقاضا کردند براى آنان از درگاه الهى باران بخواهد.
سلیمان گفت : فردا چون نماز صبح بجاى آورم ، بیرون مى روم و دعا مى کنم . فردا صبح سلیمان پس از اداء نماز از شهر بیرون رفت ، و مردم نیز او را براى دعا همراهى کردند.
سلیمان در میان راه مورچه اى را دید که دستها را بسوى آسمان بلند کرده و پاها را بر زمین قرار داده و مى گوید: بارخدایا، ما مخلوقى ضعیف از مخلوقات تو هستیم ، و از روزى و رزق تو بى نیاز نیستیم . اى خداوند بزرگ ، ما را بواسطه گناهان بنى آدم هلاک مفرما.
چون حضرت سلیمان این دعا را بشنید، فرمان داد مردم به شهر بر گردند. زیرا بوسیله دعاى مورچه اى باران رحمت حق بر شما نازل خواهد شد. پس برگشتند و در آن سال بقدرى باران آمد که مانند آن را هرگز ندیده بودند.
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/6/21 4:18 عصر
روز پیروزى مظلوم بر ظالم سختتر از روز غلبه بیدادگر بر ستمدیده است .
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/6/21 4:17 عصر
موعظه عابد
عابد زاهدى در میان بنى اسرئیل 180 سال به پرستش خداوند یکتا مشغول بود و لحظه اى او را معصیت نکرد. خبر عبادت آن عابد به ملائکه رسید.
یکى ازفرشتگان از خداوند سبحان اجازه خواست تا این عابد را زیارت کند.
خداوند اجازه داد. ملک از آسمان فرود آمد. شش روز در مقابل عابد ایستاد و عابد با او سخنى نگفت و توجه ننمود.
پس ملک به عابد گفت : مرا مى شناسى ؟
عابد پاسخ داد: معرفت پروردگارم مرا از شناخت تو باز داشت .
ملک : آیا نمى خواهى بدانى من کیستم ؟ من فرشته اى هستم که مشتاق دیدار تو بودم . پس به خدمت تو آمدم و تقاضا دارم مرا موعظه کنى .
عابد گفت : ترا به ده چیز توصیه مى کنم . پس خوب توجه کن تا آنها را بفهمى .
هم عالم باش و هم جاهل ، هم مبغض و هم محب ، هم راغب و هم زاهد، هم سخى و هم بخیل ، هم شجاع و هم عاجز.
ملک : چگونه ممکن است هم عالم باشم هم جاهل ، هم سخى باشم و هم بخیل ؟
عابد پاسخ داد: عالم به خدا باش و به غیر او جاهل .
دوستان خدا را دوست ، و دشمنان او را دشمن بدار
نسبت به دنیا زاهد باش ، و نسبت به آخرت راغب .
نسبت به دنیا و ما فیها سخى باش و نسبت به دین خود بخیل .
در طاعت خدا شجاع باش و از معصیت او عاجز .
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/6/21 4:15 عصر
قرآن مجید 114 سوره ، 6234 آیه ، 76440 کلمه ، و 332322 حرف دارد.
شیخ بهائى تعداد حروف تهجى قرآن را به این ترتیب ذکر مى کند(11).
الف -> 40792 ________ باء -> 1140
تاء -> 1299 ________ ثاء -> 1291
جیم -> 3293 ________ حاء -> 1179
خاء -> 2419 ________ دال -> 4398
ذال -> 4840 ________ راء -> 10903
زاء -> 9583 ________ سین -> 4591
شین -> 25133 ________ صاد -> 1282
ضاد -> 1200 ________ طاء -> 840
ظاء -> 9320 ________ عین -> 1020
غین -> 7499 ________ فاء -> 2500
قاف -> 5240 ________ کاف -> 22000
لام -> 14591 ________ میم -> 20560
نون -> 2036 ________ واو -> 13700
هاء -> 700 ________ یاء -> 502
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/6/21 4:14 عصر
پیامبر اکرم فرمود:
هر کس چهار فرزند پسر داشته باشد و نام مرا بر یکى از آنان نگذارد در حق من جفا کرده است.
همچنین حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام فرمود: اگر صد پسر مى داشتم نام همه را على مى گذاشتم.
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/6/21 4:10 عصر
گریه محتضر
جوان عابدى هنگام مرگ ، خانواده خود را دید که گرد او حلقه زده اند و گریه مى کنند.
پس رو به پدرش کرد و گفت :اى پدر، چرا گریه مى کنى ؟
گفت : پسرم فراق تو و تنهائى خود را بیاد مى آورم اشک از دیدگانم جارى مى شود.
خطاب به مادرش گفت : مادرم ،تو چرا گریه مى کنى ؟
گفت : گریه من به خاطر غم فقدان تو است . عمرى من و پدرت زحمت کشیدیم که عصاى دوران پیرى ما باشى ، اکنون از میان ما مى روى و ما را تنها مى گذارى .
پس به همسرش گفت : چه چیزى ترا به گریه وا داشته است ؟
گفت : اینکه نیکى ترا از دست مى دهم و به غیر تو نیازمند مى شوم .
آنگاه از فرزندانش پرسید: شما چرا مى گریید؟
گفتند: به خاطر یتیمى و خوارى پس از تو.
پس جوان عابد به آنان نگریست و گریست .
خانواده اش پرسیدند: تو چرا گریه مى کنى ؟
پاسخ داد: شما براى خودتان مى گریید، من هم بر خود مى گریم .
آیا چه کسى براى سفر طولانى که در پیش دارم مى گرید؟
چه کسى به خاطر کمى زاد و توشه من اشک مى ریزد؟
چه کسى براى من در آن خانه خاکى و تنگ و تاریک قبر گریان است ؟
چه کسى براى بدى اعمال و سوءحساب من مى نالد.؟
آیا در میان شما که عزیزترین افراد نسبت به من هستید، و من نیز عزیزترین افراد نسبت به شما هستم ، کسى هست که براى وقوف من در مقابل پروردگار براى رسیدگى اعمال بگرید؟
این بگفت ، و آهى جانکاه کشید و بمرد.(7)
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/6/17 10:18 صبح
برای زیاد شدن روزی:
1- بعد از نماز صبح ذکر زیر را 110 بار تکرار کند
اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک
2-این آیه کریمه را با اخلاص یک مرتبه بخواند
الله لطیف بعباده یرزق من یشاء و هو القوی العزیز
3-هر کس
سوره فیل
را 21 بار بعد از نماز ظهر بخواند روزی او از غیب گشوده شود
4 -سوره واقعه برای ازدیاد روزی در شب مفید است.
این وبلاگم اجر معنویش را هدیه میکنم به روح حاج حمید سرخه برای روح ان مرحوم که جانباز هشت سال دفاع مقدس بوده سه صلوات بفرستید با تشکر
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/6/17 10:8 صبح
برای اصلاح امور دنیا و اخرت
برای اصلاح امور دنیا و آخرت روزی 7 هفت بار بگو :
حَسبِیَ اللهُ رَبّی الله لا اله الا هو علیه توکَلتُ و هُوَ رَبُّ العرشِ العظیم
این وبلاگم اجر معنویش را هدیه میکنم به روح حاج حمید سرخه برای روح ان مرحوم که جانباز هشت سال دفاع مقدس بوده سه صلوات بفرستید با تشکر
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/6/17 10:0 صبح

جهت آرامش قلب
دست روی سینه گذاشته و سه چهار بار ایستاده و نشسته
این آیه را بخواند
الذینَ امَنوا و تَطمَئِنَّ قلوبِهِم بِذِکرِ الله اَلا بِذِکرِالله تَطمَئِنَّ القلوب
این وبلاگم اجر معنویش را هدیه میکنم به روح حاج حمید سرخه برای روح ان مرحوم که جانباز هشت سال دفاع مقدس بوده سه صلوات بفرستید با تشکر
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : نورا حمید سرخه در : 91/6/16 7:24 عصر
عروسک بافتنی
زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد
در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند.در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد
پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.پس از او خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.
پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم.
پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟
پیرزن در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست اورده ام

کلمات کلیدی :